۱۳۹۲ خرداد ۱۳, دوشنبه

15 اسفند 90

جنبش زنان ایران در زمان مشروطه
مسأله زنان و حقوق آنها به طور جدی از دوران قاجاریه در ایران مورد توجه قرار گرفت. در دوران سلطنت ناصرالدین‌شاه مبلغان مسیحی زیادی با اندیشه‌های استعماری وارد ایران شدند و در برخی نقاط نیز اقدام به تأسیس مدارس عمومی کردند که صرف‌نظر از اهداف تبلیغی و استعماری آن‌ها، این امر و توسعه آموزش تأثیرات نسبتا مثبتی نیز در جامعه باقی گذاشت. به نحوی‌که علی‌رغم مخالفت بعضی از مراجع دینی از قبیل شیخ فضل‌اله نوری با آموزش و سوادآموزی زنان، حکومت در سال 1254 شمسي ( 1875 ميلادي )دستور تأسیس مدارس عمومی را صادر کرد.
به‌رغم تمام محدودیت‌ها و شرایط نامساعد اجتماعی و فرهنگی، زنان پیش از مشروطه نيز فعالیت‌های اجتماعی زیادی داشتند. از آن جمله می‌توان به تأسیس مدرسه دخترانه دوشیزگان در تهران توسط بی‌بی خانم استرآبادی كه از معدود زنان تحصيل‌كرده آن دوران بود اشاره کرد. هر چند که بواسطه انتقاد شدید روحانیون، وي مجبور به تعطیل کردن مدرسه شد .
هم‌چنين می‌توان به زینت پاشا از تبریز اشاره کرد که در سال 1270 خورشیدی به علت وجود قحطی و در اعتراض به احتکار غله توسط بازاریان و سرمایه‌دارن، اسلحه به دست گرفته و همراه زنان دیگر به انبارهای غله حمله بردند و اقدام به توزیع آنها در بین مردم بی‌بضاعت و قحطی‌زده کردند.
این فعالیت‌ها در دورانی انجام شدند که زن ایرانی از داشتنِ حقوقِ اوليه‌ي انساني كاملا محروم بوده وتنها نقش او در خانه و حرمسرا تعريف می‌شد.
در سال‌هاي بعد اقدامات بيشتري توسط گروه‌هاي مختلف زنان در راستای احقاق حقوق زنان صورت گرفت که از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد :
- تاسیس «انجمن آزادي زنان» در سال 1279 خورشيدي با عضویت دختران ناصرالدین‌شاه که به طور خاص حقوق سیاسی و اجتماعی زنان را دنبال می‌کرد.
- تاسیس "انجمن نسوان وطن" درسال1285 شمسي ( 1906 ميلادي ) در تهران و با هدف دفاع از استقلال کشور در زمینه‌های اقتصادی و سیاسی
- تأسیس "هیأت زنان اصفهان" در سال1287 شمسي ( 1908 ميلادي) توسط خانم دولت‌آبادی كه به مدت سه‌سال توانست روزنامه‌ای به نام "زبان زنان" را منتشر کند و بیشتر به تبلیغ سوسیالیسم و دموکراسی می‌پرداخت.
- جمعیت "پیک سعادت نسوان" که در سال 1300 شمسي ( 1921 ميلادي) در رشت تأسیس شد و در رابطه با برابری اجتماعی و سیاسی زنان فعالیت می‌کرد. ديدگاه‌هاي اين جمعيت، متأثر از انقلاب کمونیستی شوروی بود.
اين جريان نشريه‌ي « پيك سعادت » را به عنوان ارگان خود منتشر مي‌کرد. از اقدامات مثبت این گروه مي‌توان به برپايي کلاس‌های سوادآموزی برای زنان بی‌سواد؛ احداث مدارس دخترانه و کتاب‌خانه اشاره كرد.
هم‌چنين براي اولين بار در ايران اين جمعيت پيك سعادت بود كه 8 مارس، روز جهاني زن را در شهر رشت جشن گرفت.
- « جمعيت نسوان وطن‌خواه » که در سال 1303 تشكيل شد. اين جريان وسيع و متشكل، داراي انديشه‌هاي فمينيستي بوده و در راستای احقاق حقوق زنان فعالیت می‌کرد.
- در سال 1306 جناح ماركسيستي جمعيت نسوان وطن‌خواه در شهر قزوين با عنوان « انجمن بيداري زنان » تأسيس و فعال شد كه البته اين جريان با سركوب رضاشاه از بين رفت.
علاوه بر سازمان‌هاي فوق، انجمن‌ها و سازمان‌های دیگری نیز در ایران تأسیس شدند که فعالیت‌های زیادی در جهت ارتقا دانش و وضعیت زنان انجام دادند .
جنبش زنان ایران در زمان پهلوی
با تأسیس حکومت پهلوی، رضاشاه در سال 1306 تكليف خود را با اکثر جريانات و جنبش‌هاي مستقل موجود در جامعه از قبیل جنبش‌هاي كارگري ، زنان، مطبوعات و نشريات مستقل يكسره كرد.
در خصوص جنبش زنان؛ رضاشاه عمدتا با اعمال فشار از طریق طبقه سنتی و با استفاده از اهرم مذهب سعی در تحریک جامعه علیه فعالیت‌های زنان داشت كه از آن جمله مي‌توان به حمله و سنگباران دفتر "جمعيت نسوان وطن‌خواه" از سوی نیروهای مذهبی اشاره كرد .
در فضای بعد از کودتای 28 مرداد 1332 زنان بیشتر به عنوان بخش یا جزیی از احزاب و سازمان‌هاي سياسي وارد فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی شدند که با سرکوب این احزاب آنها نیز مورد سرکوب واقع شدند .
در سال‌های پایانی دهه 30 و آغاز دهه 40 هم‌زمان با رشد اقتصادی و بالا رفتن سطح تحصیلات دانشگاهی زنان، آن‌ها به طور فعال در عرصه‌های مختلف اجتماعی و فرهنگی حضور پیدا کردند تا اینکه در سال 1341 رسما حق رأی به زنان اعطا شد.
در طی سال‌های دهه 50 تا انقلاب سال 57 و در اوج مبارزات سیاسی، زنان در بسیاری از احزاب و سازمان‌ها حضور و نقش پررنگی داشتند. بسیاری از زنان طی مبارزاتشان، دستگیر و راهی زندان‌ها شدند و بسیاری از آنان نیز در راه آرمان‌های خود جان باختند.
جنبش زنان ایران بعد از انقلاب 57
در پیروزی انقلاب بهمن‌ماه سال 57 گروه‌های مختلف زنان با گرایشات فکری و سیاسی مختلف از قبیل مذهبي، سنتي، ماركسيست، ناسيوناليست و ... حضور داشتند. اولین جشن مراسم 8 مارس (روز جهانی زن) بعد از انقلاب در 17 اسفند 1357 با محوریت اعتراض به لغو قانون حمایت از خانواده، قانون منع قضاوت زنان و حجاب اجباری برگزار شد که با حمله نیروهای مذهبی به خشونت کشیده شد.
طی سال‌های بعد مجددا فعالیت زنان در چارچوب احزاب و تشکل‌های سیاسی جریان داشته و خواست‌های زنان بیشتر در قالب مسائل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی مطرح می‌شد. نمونه‌ای از تشکل‌های زنان که در این قالب فعالیت می‌کردند به شرح ذیر است:
جمعیت زنان مبارز، اتحادیه زنان مبارز،اتحاد ملی زنان ،کمیته ایجاد جمعیت بیداری زنان، کمیته زنان مبارز،جامعه‌‌ی انقلاب اسلامی زنان و جمعیت مادران مسلمان، انجمن رهایی زن
در سال‌های پس از انقلاب 58 و دهه 60 و اوایل دهه 70 مراسم روز زن ( 8 مارس) در حوزه عمومی برگزار نشد. بلکه به صورت محفل‌های خصوصی و خانوادگی گرامی داشته شد. ازتشكل‌هايي كه در اين زمينه فعال بودند مي‌توان به "کمیته زنان انجمن تلاش‌گران سلامت"، "مرکز فرهنگی زنان"، " گروه فرهنگی گردشگری گلگشت."، "زنان 8 مارس" و "موسسه رهیاب" اشاره كرد.
در سال 76 و پس از روی کارآمدن دولت اصلاحات، 8 مارس پس از سال‌ها به حوزه عمومی بازگشت و تا سال 81 این مراسم توسط انجمن‌های زنان در مکان‌های مختلف برگزار می‌شد. در سال 81 برای اولین و آخرین بار مراسم 8 مارس با مجوز استانداری تهران در پارک لاله برگزار شد. در سال‌های بعد نه تنها استانداری از دادن مجوز به زنان خودداری کرد، بلکه تجمع‌های زنان به مناسبت این روز با برخوردهای خشن نیروهای امنیتی مواجه شد.
در 22 خرداد 84 هم‌زمان با انتخابات ریاست جمهوری، فعالان جنبش زنان در تجمع چند هزار نفره در مقابل دانشگاه تهران به نقض حقوق زنان در قانون اساسی اعتراض کردند. پس از آن در 8 مارس 84 تجمع زنان در پارک دانشجو با سرکوب شدید نیروهای امنیتی مواجه شد. در 22 خرداد سال 85 تجمعی که به مناسبت سالگرد گردهمایی 22 خرداد در میدان 7 تیر با عنوان همبستگی زنان و به منظور اعتراض به نقض حقوق زنان در قانون مدنی برگزار می‌شد، توسط مأموران امنیتی و لباس شخصی به خشونت کشیده شد و شمار زیادی از فعالان جنبش زنان بازداشت و روانه زندان شدند.
"کمپین یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز" مولود تجمع 22 خرداد 85 بود، این کمپین که همراهی بسیاری از چهره‌های شاخص جریان‌های مختلف سیاسی و اجتماعی را به همراه خود داشت، در دوران فعالیت خود، توانست جمع زیادی از زنان جامعه را نسبت به قوانین تبعیض‌آمیز موجود آگاه کند. دستگیری‌ها، صدور حکم و سرکوب افراد فعال در کمپین، هرگز مانع از ادامه کار آن نشد. کمپین یک میلیون امضا با فعالیت خود، عامل پیدایش گفتمان "حق زنان" در سطوح کلان سیاسی کشور از جمله مجلس شورای اسلامی شد. فعالیت‌های کمپین به همراه گروه‌های دیگر زنان، بارها مانع از تصویب قوانین تبعیض‌آمیز و در بسیاری از موارد نیز منجر به تغییراتی در قانون شد. کمپین یک میلیون امضا به عنوان یک نمونه موفق از حرکتی اجتماعی، مسئله زنان را به یکی از مهم‌ترین موضوعات روز جامعه تبدیل کرد، بطوری‌که در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 88، سه تن از نامزدها با تأثیرپذیری از مبارزات زنان و خواسته‌های آنها، در برنامه‌های خود، بخش ویژه‌ای را برای حقوق زنان در نظر گرفتند و با وعده تغییر قوانین تبعیض‌آمیز به میدان آمدند.
فعالیت کمپین یک میلیون امضا، اگر چه با سرکوب گسترده نهادهای مدنی پس از انتخابات 88 به مانند دیگر تشکل‌ها، کم‌رنگ شد. با این‌حال تأثیر این کمپین و تمام زنانی که در طول این سال‌ها برای احقاق حقوق زنان تلاش کردند در قانون‌گذاری و شعارهای مردان سیاسی به وضوح قابل رؤیت اس

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر