۱۳۹۲ مرداد ۱۲, شنبه
12 زن و کودک در دریاچه کارون 3 غرق شدند
دریافتی از : حسین کفایت حقیقی
گروهی از اهالی روستای سادات حسینی سوار بر مینی بوس
قصد داشتند خود را به روستای محل سکونت خود برسانند
اما مینی بوس حامل بانوان و کودکان روستای مذکور واژگون شد.
در پی واژگون شدن یک دستگاه مینی بوس ، یازده زن و کودک در در دریاچه سد کارون 3 غرق شدند.
به دلیل نبود پل برای تردد اهالی دهدز و ایذه به روستای سادات حسینی (منطقه دنباله رود جنوبی ) که در آن سوی آب های پشت سد کارون 3 قرار دارد، طبق روال روزمره گروهی از اهالی روستای سادات حسینی سوار بر مینی بوس قصد داشتند با استفاده از بارج (دوبه – وسیله ای برای حمل بار بر روی آب) خود را به روستای محل سکونت خود برسانند اما مینی بوس حامل بانوان و کودکان روستای مذکور در هنگام رسیدن به مقصد واژگون می شود و حدود 11 نفر از آنان علی رغم تلاش های دیگر مسافران ” باج ” برای نجات آنان غرق شده و جان خود را از دست می دهند.
طبق آخرین اخبار رسیده اجساد غرق شدگان و مجروحان این حادثه به سردخانه بیمارستان دهدز منتقل شده است.
در همین زمینه آملازاده مدیرکل بحران استانداری خوزستان ضمن تایید این خبر گفت: حدود ساعت 4 بعد از ظهر روز چهارشنبه 9 مردادماه گروهی از اهالی روستای سادات حسینی (منطقه دنباله رود جنوبی) قصد داشتند با انتقال مینی بوس خود از طریق بارج خود را از به آن سوی در یاچه سد کارون سه و محل سکونت خودشان که در 20 کیلومتری دهدز قرار دارد برسانند.
وی افزود: در پایان راه و هنگام ورود به ساحل مینی بوس حامل آن ها واژگون می شود و 11 نفر از سرنشینان مینی بوس که کودکان و زنان بودند در دریاچه غرق می شوند.مدیرکل بحران استانداری خوزستان بیان داشت: تحقیقات در این زمینه ادامه دارد.
چند وقت پیش شرکت آب نیرو وابسته به وزرات نیرو برای ایمنی تردد اهالی این روستا در منطقه ای از دریاچه که عرض کمتری دارد وعده احداث پل داده بود که تاکنون از این اقدام ضروری و حیاتی سرباز زده است. سایت خبر مرکز خوزستان 09 مرداد
لطفا به اشتراک بگذارید!
چه کسی مسئول جانهای از دست رفته عشایر و روستاییان است؟
دریافت از: علیرضا عبد اللهی
سهلانگاری مسئولان همچنان ادامه دارد

بیتوجهی شرکت توسعه منابع آب و نیروی
ایران بر انجام تعهدات قانونی در بازسازی راههای روستایی مستغرق در
دریاچه سد کارون ۳، موجب غرق شدن یک مینیبوس و مرگ دستکم دوازده زن و
کودک از روستائیان بختیاری بخش دهدز شهرستان ایذه شد.
به گزارش «تابناک»، در حالی که هنوز آمار
رسمی از سرنشینان این مینیبوس اعلام نشده، خانعلی حسینی از آگاهان محلی
به خبرنگار ایبنا نیوز گفت: شمار سرنشینان مینیبوس بیست نفر بوده که جسد
دوازده نفر در سردخانه دیده شدهاند. همچنین چهار تن از آنان نجات یافته که
حال دو تن از آنان وخیم گزارش شده و تحت مراقبت و احیا هستند و نزدیک
چهار تن از مسافران نیز ناپدید شدهاند.
خبرنگار ایبنا نیوز در این باره گزارش داده
است: یدککش شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران که به سوی روستاهای سادات
حسینی، شیوند، غریبیها و میراحمد در حرکت بود، حوالی ساعت ۱۷:۱۵ در لحظه
پهلو گرفتن در ساحل دریاچه سد کارون ۳، با صخره برخورد کرده و تکان شدید،
موجب شد که مینی بوسی که در عرشه یدککش بود، به گوشهای پرتاب شود و با
سرنشینان خود به درون آب فرو رود.
این منبع آگاه محلی افزود: هرچند وقت یک
بار شاهد تکرار حوادث در یدک کشهای شرکت آب و نیرو هستیم و در یک سال
اخیر نیز این دومین حادثه حمل و نقل دریایی است که برای مردم روستاهای
سادات حسینی پیش میآید.
گفتنی است، از زمان آبگیری سد کارون ۳ در
سال ۱۳۸۳ و زیر آب رفتن پل قدیمی «گدار شهپیر»، روستائیان و عشایر بختیاری
ساکن روستاهای «سادات حسینی» در شمال شرقی ایذه، در بن بست گرفتار شدهاند.
شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران (آب و نیرو) به تعهدات خود برای ساخت
راههای روستایی که در اثر عملیات سدسازی تخریب شده و به زیر آب رفتهاند،
عمل نکرده است و به جای آن، با قرار دادن یدککش، مینیبوسهای حامل مسافر
را جابجا میکند! تابناک 10 مرداد
لطفا به اشتراک بگذارید!
ناله کودکان بیگناه حادثه غرق شدن مینی بوس غریبیها
علیرضا طاهرخانی سیادهی
«ما انسانیم ، بگذارید خوب یا بد زندگی کنیم»
بگذارید در ده کوچکمان بازی کنیم و در صحرای خدا و نیاکانمان بدویمضرغام فرامرزی (معلم غریبی ها و سادات حسینی) : اینجا بهانه ی ساخت سینما و هتل نداریم . شهر بازی و اتوبان هم نمی خواهیم . ما به قیمت سکه و طلا و بورس هم نظری نداریم . ما را چه به سیاست داخل و خارج و تمدن و ….. ما که نمی دانیم پیرو کدام مسول باشیم . تمام حرف ما اینه:
«ما انسانیم ، بگذارید خوب یا بد زندگی کنیم»
بگذارید در ده کوچکمان بازی کنیم . در صحرای خدا و نیاکانمان بدویم . پدر و مادرمان را تا زمین های کشاورزی کوچکمان همراهی کنیم . بگویم و بخندیم. ما بهشت دنیا را از شما نمی خواهیم . به گوشه ی مسجد کوچک ده مان راضی ایم .
ما را به حال خود واگذارید . کاری به رود کارونم نداشته باشید . زمین و کاشانه ام را از ما نگیرید . اگه نیازی داشتید هر چه خواستید بردارید ، ماها قدر مهمونهامو می دونیم و احترامشونو داریم. آخه خدای مهربون گفته …
من میگم اینا را گرفتی خوب اشکال نداره ما که بخیل نیستیم و ادعایی نداریم اما لااقل بزار به اون طرف رود بریم . بزار خوش باشیم . بدویم ، بازی کنیم و پدر و مادرامون به کارهشون برسن .
اون جاده ها که پدر بزرگ ها با دست خالی ساختنش را شما بردین زیر آب حالا… حالا ما چیکار کنیم . چقدر از عمرمونو پشت سد شما باشیم و وایسیم تا یه لنج بیاد ..
باید چندتا از ما بچه کوچیک ها تو آب غرور و افتخار شما غرق بشیم . آخه شما که با هلی کوپتر میایی و میری … نمی دونی جون ما بسته به این آب و خاکه ..
کاری ازتون نخواستیم . نخواستیم به فکر درس و مدرسه و هزینه ها باشین.
مثل بچه های اون ور آبی یا پایتخت و شهر بزرگ که نیستیم چیزهای بزرگ بزرگ بخوایم.
اصلا بهونه ی بزرگ ماها یه شیرینی کوچولوست، دوتا باشه خوبه یکشیم برا فردا .. اما پدر و مادرم میگن کی فردا رو دیده …. ماها آرزوهامون تا امروزه نه که پول بزاریم جدا واسه دانشگاه و ازدواج و خونه …. البته اینا را بزرگترهامون گفتن من که نمی دونم چی اند..
ما که نخواستیم فقیر نباشیم . نخواستیم از کشورمون سهم بگیریم . ما فقیرها همیشه به کم قانعیم .
ما بچه کوچکیا الان اون دنیایم. درسته راحت شدیم و اینجا خدا یه قول هایی هم داده که با مال شما خیلی فرق می کنه…. اما بابت اون همه عذاب و اشک های پدر و مادرم و فامیل هام زود زود ازم نخواین ببخشمتون. اینجا دیگه نمی تونین یه آب نبات دستم بدین که ببخشمتون….
راستی اینجا بچه کوچیک زیاده ، شهلا و شیلا و ژاله که پارسال اومدند کلی چیزای خوب خوب یادمون دادند . اونها مثل ما اینقدر کارونو دوست داشتن که هر چی از آبش می خوردند سیر نمی شدند . آدم ها وطن و جای خودشونو دوست دارن ، اگه چهار طرفمون را پر آب کنید باز هم دوستا و پدر و مادرمون نمیرن جای دیگه ..
راستی یه فرشته کوچلو تو درس ریاضی ازمون پرسید ، با سه هزار میلیارد چند تا پل کوچیک میشه ساخت ؟؟؟؟؟ (ناراحت)
من نمی دونستم آخه نه ما و نه پدر و مادرامون سواد نداشتیم … سوالاتوشونو شهلا و دوستاش دیدن گفتن خیلی سخت بودن و مال ما هم نیستن .. گفتن مال شماست تا بیایین اینجا تو این دنیا … پول سد و نفت و گاز و منابع و در آمدها و خرج ها و… آخه من چه می دونم .. فقط گفتند اگه خوب جواب ندین ، خیلی براتون بد میشه ….. (متفکر)
به ما که اینجا داره خیلی خوش میگذره ، دلم برا بچه ها و مردم سادات حسینی و غریبی ها می سوزه که هنوز اونجا پشت آب اند … می بینمتون زوده زود …. بای بای. بای بای
بارها غم را در چهره ی مردم منطقه سادات و غریبی ها دیده ام .. به کدامین گناه … کاش دست توانایی بود برای کمک به مردم و خلق…..
اینجا خودم غم کشیده ای بیش نیستم و جز دعا کردن کاری از دستم بر نمی آید . از طرف همه ی معلمین به خانواده های محترم و داغدار غریبی ها تسلیت می گوییم و آرزوی صبر و ایمان قوی در این روز و شبهای ماه مبارک رمضان برایشان آرزومندم. خوز نیوز 10 مرداد
لطفا به اشتراک بگذارید!
محکومیت یک نوکیش مسیحی به ۱۰ سال حبس تعزیری
خبرگزاری هرانا – “مصطفی (محمدهادی) بردبار” شهروند نو کیش مسیحی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، “مصطفی بردبار” از شهروندان نوکیش مسیحی
ساکن رشت طی حکمی که به وکیل وی “شیما قوشه” ابلاغ شده به ۱۰ سال حبس
تعزیری محکوم شد.
این حکم که طی روز جاری ۹ مرداد ماه به
وکیل وی ابلاغ شده است، از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی
“پیرعباسی” به اتهام “تبانی و اجتماع و شرکت در جلسات کلیسای خانگی” صادر
شده است.
وی که متولد سال ۱۳۶۵ خورشیدی است، پس از
یورش ماموران امنیتی لباس شخصی به محل گردهمایی جمعی از نوکیشان مسیحی در
تاریخ پنجشنبه ۷ دی ماه ۱۳۹۱ که بمناسبت فرا رسیدن کریسمس و سال نو میلادی
دورهم گرد آمده بودند، بازداشت شد.
“مصطفی بردبار” پیش از این نیز در سال
۱۳۸۸ در شهرستان رشت به اتهام گرویدن به مسیحیت و حضور در کلیسای خانگی
توسط ماموران امنیتی بازداشت شد. وی همچنین از سوی بازپرسی شعبه یک محکوم
به “ارتداد” و پس از طی مراحل دادگاهی به قید وثیقه آزاد و این محکومیت نیز
به عنوان سابقه کیفری در پرونده ایشان درج شده است.
لطفا به اشتراک بگذارید!
وکیل کشیش زندانی:ابهام در رای دادگاه تجدید نظر
در
حالی که وکیل مدافع کشیش سعید عابدینی ضمن اعتراض به بلاتکلیفی موکلش در
نامشخص بودن رای دادگاه تجدیدنظر خواهان رسیدگی به وضعیت موکلش می باشد،
همسر این کشیش زندانی تاخیر در برگزاری دادگاه تجدید نظر را نشانه خوبی در
جریان پرونده دادگاه دانست.
ناصر سربازی وکیلمدافع
“سعیدعابدینی” ابراز امیدواری کرده که مسئولان قضایی جمهوری اسلامی هرچه
زودتر در دادگاه تجدید نظر نسبت به وضعیت اینکشیش زندانی رسیدگی و اقداماتی
را انجام دهند.
به گزارش « محبت نیوز» ،
وکیلمدافع “سعیدعابدینی” کشیش ایرانیتبار ساکن آمریکا در گفتوگو با
خبرگزاری دانشجویان ایران ( ایسنا) در اعتراض به بلاتکلیفی موکلش و نامشخص
بودن رای دادگاه تجدیدنظر ابراز امیدواری کرده که مسئولان قضایی جمهوری
اسلامی هرچه زودتر به وضعیت وی رسیدگی کنند.
ناصر سربازی میگوید: «دادگاه
باید به پرونده کسانی که در زندان هستند از جمله موکلش کشیش عابدینی خارج
از نوبت رسیدگی کند، اما تاکنون تصمیمی در این خصوص گرفته نشده است ».
نغمه عابدینی همسر کشیش سعید
عابدینی در گفتگو با « محبت نیوز» ، تاخیر در برگزاری دادگاه تجدید نظر را
نشانه خوبی دانسته و ابراز داشت که امیدوار است با توجه به اینکه نزدیک به
یکسال از محکومیت هشت ساله همسرش می گذرد دادگاه تجدید نظر با توجه به
مستندات کار عادلانه ایی انجام دهد و حکم آزادی سعید را صادر نمایند.
لطفا به اشتراک بگذارید!
علی خامنهای: معاشرت با بهائیان جایز نیست و افشای ظلمهای مسئولان نظام هم حرام است
رهبر
جمهوری اسلامی در فتاواهایی گفته است: معاشرت با بهاییان جایز نیست، ریش
پرفسوری حرام است، رقص حرام است، ذکر ظلم بعضی از مسوولین در صورتی که موجب
فتنه شود حرام است و..»
« محبت نیوز» – به گزارش
خودنویس وبسایت «تسنیم»، در یادداشتی مجموعهای از جدیدترین فتواهای سید
علی خامنهای را گردآوری کرده که برخی از آنها جالب توجه است.
براساس یکی از این فتواها
خامنه ای گفته است: «از هرگونه معاشرت با این فرقهى ضالّهى مضلّه، اجتناب
شود.» گفتنی است این فتوا در حالی است که هفتهی گذشته محمد نوریزادبا حضور در منزل یکی از بهاییان به پایبوسی کودک این خانواده پرداخت.
دیگر فتواهای جالب توجه خامنهای بدین
شرح است:* گرفتن یا دادن هدیه به کفّار فىنفسه مانعى ندارد. * گزارش دادن
ظلم مسوولین به مراکز و مراجع مسئول براى پیگیرى و تعقیب، بعد از تحقیق و
اطمینان نسبت به آن اشکال ندارد ولى بیان آن در برابر مردم وجهى ندارد،
بلکه اگر موجب فتنه و فساد و تضعیف دولت اسلامى شود حرام است.* تقلّب حرام
است ولى اگر شخصى که تقلب کرده است تخصص و مهارت لازم را براى کارى که
براى آن استخدام شده دارد و مقرّرات استخدام رعایت شده، استخدام و دریافت
حقوق اشکال ندارد.* واجب است از مشاهده فیلمهایى که به مقدسات جمهورى
اسلامى اهانت مىکنند، اجتناب شود.* استفاده از کلاهگیس براى حجاب مجزى
نیست.* ریش پرفسورى: تراشیدن مقدارى از ریش حکم تراشیدن تمام آن را دارد و
بنا بر احتیاط حرام است.* رقص مرد بنا بر احتیاط واجب حرام است.* استفاده
از ماهواره: «آنتنهاى ماهوارهاى اگرچه حکم آلات مشترک را دارد ولى چون
این وسیله براى کسى که آن را در اختیار دارد زمینه دریافت برنامههاى حرام
را کاملن فراهم مىکند و گاهى نگهدارى آن مفاسد دیگرى را نیز در بر دارد،
خرید و نگهدارى آن جایز نیست مگر براى کسى که به خودش مطمئن است که
استفاده حرام از آن نمىکند و بر تهیه و نگهدارى آن در خانهاش مفسدهاى
هم مترتّب نمىشود. لکن اگر در این مورد قانونى وجود داشته باشد باید
مراعات گردد.»* نصب و تعمیر آنتنهاى ماهوارهاى: «اگر از آنتن ماهوارهاى
براى امور حرام استفاده شود که غالبان همینطور است و یا تعمیر کننده و یا
نصب کننده علم داشته باشد به اینکه کسى که قصد تهیه آنتن ماهوارهاى را
دارد، براى امور حرام از آن استفاده مىکند، خرید و فروش و نصب قطعات و
راهاندازى و تعمیر و فروش قطعات آن جایز نیست.»* سرویسدهى کافىنت به
مشتریان: «اگر کسىکافىنت داشته باشد با علم به اینکه مشترى از ابزارى
که در اختیار او قرار داده مىشود استفاده حرام مىکند، جایز نیست آن را در
اختیار آنها قرار دهد و کسب درآمد از این طریق نیز اشکال دارد ولى در صورت
شک در اینکه مشترى از آن بصورت حرام استفاده مىکند، اشکال ندارد.»
لطفا به اشتراک بگذارید!
فردی به اتهام “اهانت به حرم امام رضا” بازداشت شد
خبرگزاری هرانا – غلامعلی صادقی، دادستان مشهد گفت فردی به اتهام “اهانت به حرم امام رضا” شناسایی و بازداشت شده است.
به گزارش تارنمای محلی “شهرآرا آنلاین” و
به نقل از رادیو زمانه، صادقی گفت: “این فرد در شب ۲۱ ماه رمضان سعی داشت
با پرتاب شیئی آتشزا به مضجع مطهر رضوی اهانت کند.”
وی افزود: “این فرد که بطری مواد آتشزا
به همراه داشت با تأثیر از شبکههای ماهوارهای و معاند قبل از انجام
هرگونه اقدامی توسط نیروهای مردمی شناسایی و تحویل نیروهای انتظامی شد.”
به گفته دادستان مشهد “طبق نظریه پزشکی
قانونی این فرد دچار اختلال روانی بوده و هماکنون با رعایت موازین قانونی
جهت نگهداری تحت مراقبت قرار گرفته و سیر مراحل قانونی به مراکز درمانی
اعزام شده است.”
گفتنی است، در این منبع نام این فرد اعلام نشده است.
لطفا به اشتراک بگذارید!
هرانا؛ احتمال فلج شدن مطهره بهرامی زندانی محبوس در زندان اوین
چهارشنبه 09 مرداد 1392 ساعت 16:43 |
خبرگزاری هرانا – “مطهره بهرامی حقیقی” زندانی سیاسی بند زنان زندان اوین بدلیل عدم رسیدگی پزشکی با احتمال فلج شدن روبروست.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، وضعیت جسمی “مطهره بهرامی حقیقی” زندانی سیاسی ۶۲ ساله محبوس در بند زنان زندان اوین وخیم گزارش شده است و احتمال فلج شدن ایشان وجود دارد.
این زندانی سیاسی در زمان دستگیری مبتلا به بیماری آرتریت رماتیید در ستون فقرات و گردن، بیماری تیرویید و آب مروارید چشم بوده که پس از ورود به زندان مدارک مربوط به این بیماریها و اعمال جراحی صورت گرفته پیش از ورود به زندان را تحویل بهداری زندان اوین دادند ولی علیرغم مدارک پزشکی و تایید پزشکی قانونی و تشخیص متخصص مغز و اعصاب بیمارستان شهدا و روماتولوژ بیمارستان طالقانی تهران مبنی بر نیاز مبرم به عمل جراحی و به تبع آن مرخصی درمانی تا کنون هیچ اقدامی صورت نگرفته و بهداری زندان اوین فقط اقدام به تجویز کورتن و مسکنهای نموده است. این وضعیت حاد به گونهای است که حتی راه رفتن عادی و طی کردن مسافتهای کوتاه برای ایشان مشکل میباشد.
مطهره بهرامی به همراه همسر ۷۱ سالهاش محسن دانشپورمقدم و پسر خود احمد دانشپورمقدم و دو تن از نزدیکان وی به نام ریحانه حاج ابراهیم دباغ و هادی قائمی روز ۶ دی ماه سال ۸۸ (عاشورا) در منزلشان بازداشت شدند و در یک پروسه قضایی مغشوش و پنهانی محسن و احمد به اعدام و مطهره بهرامی حقیقی به ۱۰ سال زندان همراه با تبعید به زندان رجاییشهر کرج، ریحانه حاج ابراهیم دباغ به ۱۵ سال زندان با تبعید به زندان رجایی شهرکرج و هادی قائمی به ۱۵ سال زندان با تبعید به زندان گنبدکاووس محکوم شدند.
اتهام انتصابی این افراد برای صدور این احکام سنگین، ارتباط با سازمان مجاهدین عنوان شده است.
گفتنی است، ۱۸ روز پس از بازداشت این خانواده روزنامه کیهان به نقل از مقامات دادستانی اعلام کردند که افراد بازداشت شده محکوم به اعدام گردیده که همین موضوع منجر به واکنش مهندس میرحسین موسوی در آن زمان گردید.
http://hra-news.org/1389-01-27-05-27-21/16209-1.html
لطفا به اشتراک بگذارید!
نگرانی فعالان حقوق زنان از نبود وزیر زن / کابینه روحانی مردانه است
پنجشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۲
نیوشا صارمیدرباره کابینه روحانی گمانهزنیهای بسیارست و لیستهایی هم از سوی منابع گوناگون اعلام شده اند؛ این لیستها اگرچه تفاوتهایی دارند اما یک چیز در آنها مشترک است: عدم حضور زنان به عنوان وزیر در کابینه. این در حالی است که فعالان زن، از تشکلها و گروههای مختلف فکری، بارها در طرح مطالبات خود، چه قبل و چه بعد از انتخابات، خواستار مشارکت در مراکز تصمیمگیر و تصمیمساز شده بودند. حسن روحانی پیش از این و در زمان کاندیداتوری با بیان اینکه جنسیت نمیتواند معیار درستی برای تصدی مسئولیتها در جامعه باشد گفته بود: “در تصمیمسازیها و تصمیمگیریها باید زنان همانند مردان نقش ایفا کنند.”
حالا اما نگنجاندن زنان در کابینه انتقاد خیلیها را بر انگیخته است. بخصوص که محمود احمدینژاد، در این زمینه پیشگام شده بود و انتظار میرفت حسن روحانی هم لااقل یک وزیر زن در کابینه داشته باشد.
توران ولیمراد عضو شورای مرکزی جامعه زینب روز چهارشنبه در نشستی با انتقاد از اینکه زنان در کارگروههای تخصصی برای انتخاب اعضای کابینه حضور ندارند، گفته است: “آن چه ضرورت دارد حضور زنان در ساختار تصمیم گیری کشور است. چگونه می توان برای یک دولت برنامه ریزی کنیم در حالی که ۵۰ درصد جامعه یعنی زنان در آن سهمی نداشته باشند. ”
ولیمراد که پیشتر پیشنهاد داده بود برای شکستن تابوها سخنگوی دولت از بین زنان انتخاب شود به “روز” گفته بود: “گروهها و جریانهایی هستند که یا رای را تزئینی میبینند یا به حضور اجتماعی زنان اعتقاد ندارند و به زنان به چشم یک انسان مستقل و تصمیمگیر و تصمیمساز نگاه نمیکنند.”
حالا که مخالفت علما هم مطرح نیست
زنان ایرانی پس از هشت سال تبعیض، فشار و سختی با اجماع نیروهای اصلاحطلب و منتقد وضع موجود بر روی حسن روحانی در انتخابات، روزنهای از امید یافتند و بسیاری از زنان رای خود را به نفع روحانی به صندوق ریختند؛ چرا که وعده او برای ایجاد فرصتهای برابر را همان چیزی میدیدند که برای سالهای متمادی از آنها گرفته شده است. حالا اگرچه برای قضاوت درباره نگاه دولت جدید به این حوزه زود است اما گویا دولت یازدهم قصد ندارد گام اول را در راستای حمایت از حقوق زنان محکم بردارد.
“این وضعیت برای جامعه زنان نگرانکننده است و به عنوان نیمی از کسانی که به دولت تدبیر و امید رأی دادهایم، از رییسجمهور منتخب خواستار حضور زنان در کابینه دولت یازدهم هستیم.” اینها بخشی از صحبتهای فاطمه راکعی نماینده سابق مجلس و دبیرکل جمعیت زنان مسلمان نواندیش است. او روز چهارشبه نهم مرداد با تاکید بر اینکه حداقل خواسته ما، حضور سه زن در کابینه است، خبر داده که معصومه ابتکار، زهرا شجاعی و مرضیه وحید دستجردی پیشنهاد شده بودند. راکعی همچنین افزوده است: “از رییسجمهور منتخب انتظار استفاده از ظرفیتهای زنان به عنوان وزیر را داریم و به روشهای مختلف مانند حضور در کارگروه زنان تعیین کابینه یازدهم به ایشان اعلام شده است که خواسته ما حضور پنج زن به عنوان وزیر در کابینه یازدهم است.”
راکعی اعتقاد دارد تابوی حضور زنان به عنوان وزیر که در دولت اصلاحات وجود داشت، در حال حاضر شکسته شده و کسی نمیتواند ادعا کند که علما مخالف حضور زنان به عنوان وزیر در کابینه هستند. فقط باید دید که چرا در گمانهزنیهای انتخاب وزرا حرفی از حضور زنان در میان نیست؟
توران ولیمراد، دبیر ائتلاف اسلامی زنان هم پیشتر با اشاره به اینکه زنان به علت زن بودن نباید کنار گذاشته شوند، گفته بود: “اساس این ظلم، باورِ «نمی داند و نمی تواند» نسبت به زن است که هم در خانهها باعث کشمکش و تنش است و هم در جامعه اساس تبعیض شده است.”
کمیسیون و شاخه زنان جبهه مشارکت ایران اسلامی هم به تازگی از حسن روحانی، رئیس جمهوری منتخب ایران خواسته است که زنان توانمند، متخصص و مجرب را در کابینه اش به کار گیرد.این نهاد همچنین جدی گرفتن انتصاب زنان در کابینه، تشکیل معاونت زنان، در نظر گرفتن سهمیه برای حضورزنان در نهادهای انتخابی و انتصابی، تلاش برای پیوستن به کنوانسیون جهانی رفع تبعیض علیه زنان را از ضروریات کاری دولت یازدهم دانسته است.
مردان دولت، ضد زن نباشند
حضور زنان در کابینه اما تنها خواسته فعالان حقوق زنان نیست. آنان معتقدند علاوه بر مشارکت زنان در مراکز قدرت، مردان دولت هم نباید نگاهی ضد زن داشته باشند. چنانچه پیشتر چند صد زن از طیفهای مختلف فعال در حوزه زنان طی بیانیه مشترکی، معیارهای خود را در هفت بند برای انتخاب وزرای آینده به رییس جمهور منتخب یادآور شده اند. در معیارهایی فعالان حقوق زن آمده است: “ما افرادی را شایستۀ حضور در کابینه میدانیم که نه تنها سابقه گفتار، رفتار و عملکرد زنستیزانه در کارنامۀ خود نداشته باشند و زنان را شهروند درجه دوم تلقی نکنند، بلکه برابری حقوقی زن و مرد را به رسمیت بشناسند و به منزلت و شخصیت زن احترام بگذارند.”
همچنین در این بیانیه خواسته شده افرادی در کابینه حضور داشته باشند که ملزم به ساخت و تقویت جامعۀ مدنی باشند و فعالیتهای مدنی، اجتماعی و رسانه ای زنان در جهت رفع تبعیضهای جنسیتی را به رسمیت بشناسند و درصدد رفع موانعی برآیند که امروز بر سر شکلگیری نهادهای مدنی وجود دارد.
سهیلا جلودارزاده نماینده ادوار پیشین مجلس و رئیس اتحادیه زنان کارگر در خصوص ضرورت انتشار این بیانیه به “روز” گفته بود: “این بیانیه به نوعی یک اعلام همکاری با دولت در مرحله سیاستگذاری است؛ چون خواسته زنان این است که در مراحل سیاستگذاری، قانونگذاری، برنامهریزی و اجرا مشارکت داشته باشند. حضرت امام هم فرمودند زنان باید در مقدرات اساسی مملکت دخالت داشته باشند و این پیرو همان توصیههاست و ما احساس مسئولیت میکنیم که این مسائل را به گوش دولت جدید برسانیم.”
قدم اول را محکم بردار
“امروز که نیاز به حرکت جامعه برای رشد داریم باید جمعیت ۵۰ درصدی زنان را مورد توجه قرار دهیم. حتی باید امروز در برخی مشاغل مدیریتی سهمی برای زنان قائل شویم. با یک عقب ماندگی مزمن تاریخی در این زمینه مواجهیم و باید این عقب ماندگی جبران شود. در دولت تدبیر و امید در عرصه مدیریت، جنسیت معیار نخواهد بود.” اینها حرفهای حسن روحانی کاندیدا، قبل از رسیدن به قدرت بود. حسن روحانی همچنین در جای دیگری گفته بود: “دولت آینده، دولتی است که فرصت برابری برای زنان و مردان ایجاد میکند. اگر زنان نقش برابری در رشد اجتماعی و توسعه دارند، پس باید دارای حقوق و فرصتهای برابری در کنار مردان باشند.”
عدهای معتقدند سیاستهای کلی نیاز به تایید رهبری دارد و روحانی نخواهد توانست در ابتدا آنچه را که وعده داده محقق کند؛ چراکه او ترجیح میدهد محتاطانه زمام امور را در دست بگیرد.این گروه میگویند دادن مناصب سازمانی و بدون نیاز به تایید مجلس، خلا وجود وزیر زن را پر خواهد کرد و روحانی را برای گرفتن رای اعتماد به دردسر بیشتر نمیاندازد.
گروه دیگر و بسیاری از فعالان زنان اما بر این باورند که اتفاقا روحانی باید در ابتدای راه ثابتقدمی خود را در حمایت از زنان نشان بدهد چرا که حضور زن در کابینه در شکستن تابوها واصلاح دیدگاه تندروها موثر خواهد بود. به نظر میرسد نظر رئیس جمهور منتخب به گروه اول نزدیکتر باشد.
مرگ زن آبادانی در راه مهاجرت به استرالیا

روزنامه بهار: سايت فيدوس آبادان نوشت: چمدان کوچک آرزوهای شان را بسته بود، دست دخترکش را گرفته بود تا برود به سرزمینی که زندگی خوب، رویایی غیرقابل دسترس نباشد، واقعیتی باشد در دسترس همگان. فاطمه دهقانی مدیسه را ميگویم، زن جوان سی و چند ساله ای که بچه های مطبوعات آبادان او را خوب ميشناختند، منشی ساده و تایپیست دفاتر مطبوعاتی این شهر. خبر را از سعید ميشنوم که ميگوید که فاطمه دو سال منشی دفترش بوده، سال های ۸۱ – ۸۲ . نمیخواهم باور کنم اما این روزها از دیگرانی چند هم شنیده ام که قایق غرق شده در راه استرالیا حامل گروهی از آبادانی های مهاجر به سرزمین آرزوهایشان بوده است. سرزمین دریا و آفتاب و کانگوروهای سرخوش در مراتع سرسبز.
تلاش برای دیدار خانواده فاطمه و پیگیری خبر از آنها فعلا ثمری ندارد، ميگویند اعضای خانواده اش به تهران رفته اند تا مقدمات سفر به اندونزی و تحویل گرفتن جسد را فراهم کنند. داستان فاطمه به شرحی که ميگویند این گونه است: سوار بر قایق مرگ با ۱۶۰ سرنشین از کشورهای ایران، عراق، افغانستان و سری لانکا، در آب های اندونزی، هنوز مانده تا جزیره کریسمس، اسیر موجهای اقیانوس ميشوند. دخترک نجات پیدا ميکند اما فاطمه نه.
روایت ها درباره مرگ او متفاوت است بعضی ميگویند در آب جان سپرد و بعضی ميگویند ابتدا از آب نجات یافت و بعد در بیمارستان جان داد. جسد را از اندونزی به ایران، به آبادان خواهند آورد. کاش چنین نمی کردند، کاش او را به سرزمینی که دیگر نمیخواست باز نمیگرداندند، ميگذاشتند اگر نه در زندگی، لااقل در مرگ در سرزمینی آرام گیرد که رویای زیستن در آن را داشت. افسوس فاطمه! مرگ تو تراژدی نسل ما شد، نسلی که برای خوب زیستن ناگزیر تن به موجهای مرگ ميسپارد. هنوز نمی خواهم باور کنم. کاش کسی بگوید خبر واقعیت ندارد.
http://www.iranpressnews.com/source/154093.htm
لطفا به اشتراک بگذارید!
این نوشته در اخبار ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقهمندیها.
نامه سرگشاده شيرين عبادى به حسن روحانى در پی دعوت از عمرالبشیر برای شرکت در مراسم تحلیف
ایجاد شده در: 08/02/2013 – 16:25
شيرين عبادى، حقوقدان ايرانى و برنده جايزه نوبل صلح سال ٢٠٠٣ با انتشار نامه سرگشاده اى به حسن روحانى، رئيس جمهورى منتخب ايران، دعوت از “عمرالبشير”، رئيس جمهورى سودان به مراسم تحليف رياست جمهورى را باعث وهن رئيس جمهورى و توهين به مردم ايران دانست.
عمرالبشیر تحت پي گرد دادگاه بين المللى كيفرى قرار دارد. بر این اساس خانم عبادی خواهان پس گرفتن اين دعوت شد.مراسم تحليف حسن روحانى، رئيس جمهورى منتخب يازدهمين دوره رياست جمهورى ١٣ مردادماه ١٣٩٢ برگزار مى شود.
به گزارش سایت کانون مدافعان حقوق بشر، متن كامل اين نامه به شرح زير است:
جناب آقاى حسن روحانى
رئيس جمهورى منتخب
طبق اطلاعى كه برخى از خبرگزاريهاى ايران از جمله ايسنا مخابره كرده اند، عمر البشير رئيس جمهورى كشور سودان براى شركت در مراسم تحليف رياست جمهورى جنابعالى به تهران دعوت شده است.
آقاى عمرالبشير به اتهام نسل كشى و جرايم عليه بشريت در دارفور، محكوم شده و تحت تعقيب دادگاه بين المللى كيفرى است. پرونده اتهامى او ابتدا در شوراى امنيت سازمان ملل متحد مطرح و با تصويب در اين شورا، به دادگاه بين المللى كيفرى (I.C.C) ارسال و در نهايت پس از رسيدگيهاى مقدماتى در ماه مارس سال ٢٠٠٩ حكم جلب وى صادر شد. البته عمرالبشير بدون اعتنا به دستور دادگاه، از حضور در دادگاه امتناع ورزيده و در حقيقت از نظر حقوقى متوارى است.
حتما به خاطر مى آوريد سفر نيكلاى چائوشسكو، رئيس جمهورى رومانى را كه در سال ۱۳۶۸ به دليل بى خبرى و نابخردى دستگاه ديپلماسى ايران، به تهران دعوت شد، در حالى كه مردم كشورش به محض خروج او از كشور شوريدند و نتيجه اين شورش، اعدام او پس از بازگشت به كشورش بود. خطايى كه براى ايران، استهزاى جهان را در پى داشت و نتيجه اش تنها بركنارى سفير وقت ايران در رومانى بود كه گفته بود: ” در رومانى هيچ خبرى نيست!”
حضور عمرالبشير، رئيس جمهورى جنايتكار سودان، در مراسم تحليف رياست جمهورى ايران موجب وهن شما و رژيم سياسى ايران و البته مهمتر از همه باعث توهين به مردم ايران است.
بنابراين تا زمان باقى است، هرچه زودتر دعوت خود را از رئيس جمهورى سودان مسترد داريد تا پرونده نقض حقوق بشر در ايران تاريكتر از آنچه هست، نشود.
شيرين عبادى
برنده جايزه نوبل صلح سال ٢٠٠٣
وكيل دادگسترى و مدير مركز حاميان حقوق بشر
http://www.irangreenvoice.com/article/2013/aug/02/36248
لطفا به اشتراک بگذارید!
اشتراک در:
پستها (Atom)
